روانشناسی ورزشکاران آسیبدیده
ورزشکارها معمولاً خودشون رو با ورزششون تعریف میکنند. همین موضوع به یکی از عاملهای تعیینکننده در شکلگیری و تکامل خودپنداری اونها تبدیل میشه.
ورزشکاران از نظر نوع تفکر و نگاه به زندگی با افراد غیرورزشکار تفاوتهایی دارن. این به معنی بهتر بودن اونها نیست؛ فقط یعنی ذهنیت متفاوتی دارن.
ذهن ورزشکارها اغلب تحت فشاره، اما این فشار با فشاری که در بعضی محیطهای کاری یا مالی وجود داره فرق میکنه. در ورزش، فشار میتونه گاهی کم و گاهی خیلی شدید باشه، و همین نوسان، شرایط روانی خاصی ایجاد میکنه.
انتظارات از قهرمان
انتظارات از یک قهرمان خیلی بالاست و پتانسیل او هم گاهی بینهایت تصور میشه. در ذهن خیلیها، هیچ مانع غیرقابلعبوری برای یک ورزشکار واقعی وجود نداره.
ورزشکارها دردهای جسمی و فشارهای ذهنی و روانی زیادی رو تحمل میکنند. برای همین، وقتی به اونها گفته میشه که کارشون تموم شده، درک این موضوع براشون بهشدت سنگینه.
حتی برای ورزشکارهای حرفهای یا کسانی که سالها سابقه ورزشی دارن، کنار آمدن با محدودیت جسمی یا مصرف بعضی داروها هم میتونه سخت باشه. خیلی وقتها مقاومت روانی در برابر این مسائل، فقط به خود فرد و تجربههای درونی او برمیگرده.
وقتی آسیب فقط جسمی نیست
گاهی چیزی که یک ورزشکار رو از پا درمیاره، خودِ آسیب جسمی نیست؛ بلکه تبعات روانی ناشی از اون آسیبه.
وقتی این جمله رو میخوندم، واقعاً میتونستم قدرت تکتک کلماتش رو حس کنم. احتمالاً به این دلیل بود که خودم شرایطی نزدیک به همین رو تجربه کرده بودم.
تقریباً دو سال پیش، تمرینهای سنگنوردیام منظم و طبق برنامه پیش میرفت. تعطیلات سال نو بود و معمولاً سالنها بسته بودن، اما اون سال چند سالن باز بود و خوشبختانه یا متأسفانه، بین تمرینهای من وقفهای نیفتاد.
تجربه شخصی یک آسیب
من به موتورسواری خیلی علاقه دارم و تقریباً هر بار که سوار میشم، انگار بار اوله. همون شوق و لذت اولیه رو حتی در سفرهای طولانی هم حس میکنم.
همهچیز خوب بود تا یک روز، حدود ۸ یا ۹ فروردین، با موتور یه تصادف جزئی کردم.
آسیبها شامل این موارد بود: خراشیدگی درجه ۲ ساعد دست راست، التهاب مفصل شانه دست راست، فشار شدید به مینیسک خارجی زانوی راست، ضربه شدید به قوزک خارجی پای راست و در نهایت شکستگی دو تا از دندههای سمت چپ.
اون لحظه شاید نمیخواستم قبول کنم که این اتفاق برای من افتاده. نه به خاطر بیاحتیاطی، بلکه بیشتر به این خاطر که نگران تمرینهام بودم و مدام به این فکر میکردم که این همه زحمت کشیدم، الان چی میشه؟
دوران نقاهت و ترس از پایان
چند روز که گذشت، از وخامت اوضاع کمی کم شد. نمیدونم شما تا حالا شکستگی دنده داشتید یا نه، ولی امیدوارم هیچوقت تجربهاش نکنید.
زندگی روزمره که هیچ، حتی نفس کشیدن هم میتونه به یک مصیبت تبدیل بشه.
در دوران نقاهت، مدام به این فکر میکردم که آیا باز هم میتونم سنگنوردی کنم یا نه. شاید الان این فکر ساده یا حتی خندهدار به نظر بیاد، اما وقتی از شدت درد نمیتونید دراز بکشید و شبها مجبورید نشسته بخوابید، واقعاً دردناک و فرسایندهست.
چرا ورزشکارها سخت با پایان دوران ورزشی کنار میآیند؟
بعضی از ورزشکارها انقدر سخت با پایان دوران ورزشی کنار میان چون مسئله فقط جسم نیست؛ ریشه در روان ناخودآگاه و ذهن اونها داره.
بعضی از این مسائل اونقدر عمیقن که ممکنه مدتها طول بکشه تا روانشناسهای ورزشی به پاسخ یا راهحل مناسبی برسن.
همهچیز به خود ورزشکار و ویژگیهای شخصیتی او بستگی داره. برای بعضیها، این سؤال پیش میاد که اگر من ورزشکار نباشم، پس چی هستم؟
بازتعریف هویت ورزشکار
دیدگاه روانشناسان ورزشی اینه که باید ورزشکار رو به یک نگاه جدید نسبت به خودش سوق داد. این زاویه دید تازه باعث میشه فرد بتونه قابلیتها و مهارتهای خودش رو برای رسیدن به کمال در جامعه به کار بگیره و مسئولیت اجتماعی جدیدی رو بپذیره.
اجتماعی شدن برای تبدیل یک ورزشکار به یک فرد عادی، کار سادهای نیست. به همین خاطر، امیدواریم مشاغل آموزشی و مسیرهای حرفهای مختلف برای کامل شدن این فرایند در جامعه بیشتر بشن.
ورزشکارها معمولاً همیشه ذهنیت تلاش برای موفقیت رو با خودشون حمل میکنن.
جمعبندی
گاهی آسیب، فقط یک درد جسمی نیست؛ میتونه هویت یک ورزشکار رو هم به چالش بکشه.
در این اپیزود درباره سختیهای روانیِ آسیبدیدگی و بازسازی هویت پس از دوران قهرمانی صحبت کردیم.
ممنونم که تا آخر این اپیزود همراه من بودین.
اگه از این قسمت خوشتون اومده، لطفاً با دوستاتون به اشتراک بذارید. امیدوارم همیشه سلامت باشید و ورزش بخشی از عادتهای روزانتون باشه.
من رضا هستم، اینجا گایتون هاله.
این قسمت درباره هویتسازی پس از دوران قهرمانی بود.