روانشناسی ورزشکاران آسیب‌دیده(5)؛ نقش همدلی در پذیرش آسیب و بازگشت به ورزش

نحوه انتقال خبر آسیب‌دیدگی می‌تواند بر وضعیت روانی ورزشکار و فرایند پذیرش آسیب تأثیر عمیقی بگذارد. در این اپیزود، نقش همدلی پزشکان و درمانگران، خطر از دست دادن هویت ورزشی و مسیر بازسازی ذهنی ورزشکار بررسی می‌شود.

دشواری انتقال خبر پایان دوران حرفه‌ای

هیچ راه آسانی وجود نداره که به یک ورزشکار بگید آسیب‌دیدگی اون ممکنه عامل پایان دوران حرفه‌ای‌اش بشه.

این بزرگ‌ترین ترس بسیاری از ورزشکارهاست؛ هرچند ترس یا نگرانی اون‌ها نتیجه نهایی رو تغییر نمی‌ده، نحوه انتقال این پیام می‌تونه تا حد زیادی روی وضعیت روانی ورزشکار تأثیر بذاره.

در سال‌های گذشته، این نوع صحبت‌ها بین بعضی از پزشکان ورزشی رواج زیادی داشت. پزشک گاهی خیلی سریع به ورزشکار آسیب‌دیده می‌گفت: «کار شما تموم شده و دوران قهرمانی‌تون به پایان رسیده.»

اگر پزشک علاقه یا همدلی بیشتری نسبت به ورزشکار داشت و شرایط کمی بهتر بود، ممکن بود بگه: «شما دیگه نمی‌تونید مثل قبل ورزش کنید.»

سلام، من رضا صفی‌خانی‌ام و اینجا کانال ورزشی گایتون هاله.

اینجا در مورد ورزش و هر چیزی که به ورزش ارتباط داره صحبت می‌کنیم. دنبال‌کردن این کانال به ورزشکارها و مربی‌های ورزشی توصیه می‌شه.

یه یادآوری کنم که اگه تا الان کانال یوتیوب گایتون هال رو دنبال نکردید، همین الان این کار رو انجام بدید. آدرس کانال رو در کپشن گذاشتیم.

تأثیر روانی کلمات پزشک

اغلب پزشکان متوجه نمی‌شن که این کلمات ممکنه به‌عنوان یک خاطره آسیب‌زا برای ورزشکار باقی بمونن.

ضروریه پزشکان یا افرادی که با ورزشکارهای آسیب‌دیده در ارتباط هستن، هنگام انتقال چنین خبرهایی مقداری همدلی نشون بدن.

یک رویکرد روان‌شناختی وجود داره که بر اساس اون، اگر به فرد بگیم چیزی که بیشتر از همه دوست داره در معرض خطر قرار گرفته، این پیام می‌تونه تأثیری ماندگار و مخرب روی روان او بذاره.

برای اینکه یک ورزشکار به سطح بالایی برسه، باید اراده زیادی داشته باشه. همین اراده باعث می‌شه ورزشکار به‌سادگی نپذیره که فعالیت مورد علاقه‌اش برای همیشه از او گرفته شده.

داستان وینی پاز

این موضوع در داستان وینی پاز، بوکسور قهرمان جهان، به‌خوبی دیده می‌شه.

وینی پاز بعد از یک حادثه رانندگی شدید، دچار شکستگی گردن شد. زمانی که در بیمارستان بود، پزشک مجبور شد با وجود میل باطنی‌اش به او بگه که دوران مبارزه‌اش به پایان رسیده و ممکنه هرگز نتونه راه بره.

پزشک این خبر رو با همدلی ویژه‌ای به وینی منتقل کرد. همین همدلی باعث شد وینی به این فکر کنه که غیر از بوکس چه کارهایی می‌تونه انجام بده.

او یک مبارز بود و بوکس تنها چیزی بود که می‌شناخت. وینی قبول نکرد که دیگه نمی‌تونه مبارزه کنه. بنابراین، پس از یک دوره ۱۲ ساله تحمل آسیب و پیامدهای اون، دوباره بوکس رو شروع کرد.

اگرچه مخالفت‌های زیادی با وینی وجود داشت، اما او با قدرت بدنی و ذهنی بالا دوباره به میدان برگشت و قهرمان شد.

از نظر ذهنی، وینی آماده بازگشت بود؛ اما اطرافیانش نگران بودن که اگر دوباره آسیب ببینه، چه شرایطی پیدا خواهد کرد.

وینی فقط به این فکر می‌کرد که اگر دوباره به تمرین برنگرده، زندگی‌اش چطور پیش خواهد رفت. او قبلاً قهرمان جهان بود و برای بعضی از ورزشکارها، بازگشت به ورزش فقط یک انتخاب نیست؛ بلکه نوعی مبارزه و غریزه درونی محسوب می‌شه.

وینی به پزشک گفت که دوباره به میدان برمی‌گرده و همین کار رو هم انجام داد.

مسئولیت پزشکان و درمانگران در انتقال خبر

پزشکان، درمانگران و حتی افرادی که با ورزشکارهای آسیب‌دیده در ارتباط هستن، باید نحوه رفتار با ورزشکار آسیب‌دیده رو یاد گرفته باشن.

گاهی ممکنه این افراد متوجه نباشن که گفتن «دوران ورزشی شما به پایان رسیده» برای یک ورزشکار، از نظر روانی می‌تونه شبیه حکم مرگ باشه.

شدت این واکنش همیشه به شدت آسیب بستگی نداره. حتی یک پیچ‌خوردگی مچ پا ممکنه ورزشکار جوانی رو به مدت شش هفته از یک فصل ۱۰ هفته‌ای کنار بذاره. همین دوری کوتاه‌مدت می‌تونه افکار و وضعیت روانی اون ورزشکار رو به‌شدت تحت تأثیر قرار بده.

به همین دلیل، نحوه انتقال اخبار مربوط به آسیب‌دیدگی باید بازبینی بشه و در صورت نیاز، شیوه ارائه اون تغییر کنه.

باید بدونیم ورزشکارها ممکنه هر کلمه‌ای رو که از پزشک یا درمانگر می‌شنون، برای تمام عمر با خودشون حمل کنند.

اگر درمانگر نحوه انتقال پیام رو به‌دقت بررسی نکنه، ممکنه یک خبر دشوار رو به‌شکل ویران‌کننده‌ای به ورزشکار منتقل کنه.

تجربه‌ای درباره آسیب مزمن زانو

اجازه بدید یک خاطره شخصی براتون تعریف کنم.

چند وقت پیش با یکی از دوستانم که خارج از ایران زندگی می‌کنه صحبت می‌کردم. داشتیم درباره درد مزمن و آسیب زانوی او حرف می‌زدیم.

مشکلش از اینجا شروع شده بود که هنگام دویدن طولانی، در بخش خارجی زانوش درد شروع می‌شد و اجازه ادامه تمرین رو به او نمی‌داد.

او به چند پزشک مراجعه کرده بود و تقریباً همه پزشک‌ها، مشابه توصیه‌های قدیمی، او رو از ورزش‌کردن منع کرده بودند.

از او خواستم گزارش و تصاویر MRI زانوش رو برای من بفرسته.

واقعیت این بود که آسیب او قابل‌توجه بود و باید بیشتر از چیزی که خودش تصور می‌کرد، مورد توجه و رسیدگی قرار می‌گرفت.

به او توصیه کردم استراحت کافی داشته باشه، روی ریکاوری تمرکز کنه و بعضی از عضلات مؤثر در عملکرد زانو رو تقویت کنه.

اگر اشتباه نکنم، چند ماه بعد از این اتفاق‌ها در ماراتن دبی و پس از اون در مسابقات سه‌گانه شرکت کرد.

او هنوز هم با اراده زیادی تمرین‌های خودش رو ادامه می‌ده.

آگاهی‌بخشی به‌جای متوقف‌کردن ورزشکار

نمی‌شه ورزشکاری رو که سال‌ها برای رسیدن به اوج تلاش کرده، با یک جمله متوقف کرد.

بهترین کار در چنین موقعیتی اینه که وضعیت آسیب‌دیدگی برای ورزشکار به‌طور کامل توضیح داده بشه؛ به شکلی که او آگاهی کافی نسبت به شرایطش پیدا کنه و در موقعیت‌های قابل‌مدیریت، حق انتخاب نهایی به خودش واگذار بشه.

البته این موضوع فقط برای شرایطیه که ورزشکار با خطر جدی و فوری برای سلامتی مواجه نباشه.

در شرایطی که ادامه فعالیت می‌تونه آسیب جدی‌تری ایجاد کنه، مربی‌های باتجربه و کادر درمان باید در سریع‌ترین زمان ممکن ورزشکار رو از ادامه فعالیت بازدارن.

بنابراین، آگاهی‌بخشی و احترام به انتخاب ورزشکار به معنی نادیده‌گرفتن خطرهای پزشکی نیست.

چرا از دست دادن هویت ورزشی خطرناک است؟

وقتی ورزشکارها از نظر ذهنی یا جسمی آسیب می‌بینن، به دلیل از دست دادن کامل فصل یا احتمال پایان حرفه‌شون، احساس استرس، سردرگمی و ترس می‌کنند.

وقتی فرد برای چیزی سال‌ها تلاش کرده و برای رسیدن به اون فداکاری‌های زیادی انجام داده باشه، از دست دادن آن فرد رو با شرایط روانی خاصی روبه‌رو می‌کنه.

پذیرش چیزی که از دست رفته، بیشتر از اینکه فقط از نظر جسمی قابل اصلاح باشه، باید از نظر ذهنی و روانی پذیرفته بشه.

این پذیرش می‌تونه به بهبود عملکرد روانی و در نهایت عملکرد جسمی فرد کمک کنه.

بعد از دست دادن یک هدف یا هویت مهم، طیف گسترده‌ای از احساسات ممکنه در فرد ایجاد بشه؛ از انکار و خشم گرفته تا ترس، سردرگمی، غم و ناامیدی.

ضروریه ورزشکار با فقدان خودش روبه‌رو بشه و در صورت قطعی‌بودن پایان دوران قهرمانی، بتونه این واقعیت رو به‌تدریج بپذیره.

برای ورزشکاری که تمام زندگی‌اش حول ورزش شکل گرفته، ایجاد تنظیم عاطفی و سازگاری با شرایط جدید کار بسیار دشواریه.

بازسازی ذهنی و حرکت به جلو

برای سازگاری با شرایط جدید و حرکت روبه‌جلو، بعضی از افکار و برداشت‌های ورزشکار باید بازسازی بشن.

ورزشکار باید به‌تدریج یاد بگیره که ارزش و هویت او فقط به عملکرد ورزشی یا عنوان قهرمانی‌اش محدود نمی‌شه.

بعضی از ورزشکارها می‌تونن در زمان مناسب این بازسازی ذهنی رو به‌تنهایی انجام بدن؛ اما برای بعضی دیگه، استفاده از حمایت خانواده، مربی، پزشک و روان‌شناس ورزشی ضروریه.

کمک‌گرفتن هیچ اشکالی نداره. در واقع، کسی که متوجه می‌شه نمی‌تونه به‌تنهایی مشکلش رو حل کنه و برای بهبود وضعیت روانی خودش از یک متخصص کمک می‌گیره، فرد قدرتمندیه.

جمع‌بندی

نحوه انتقال خبر آسیب‌دیدگی می‌تونه تأثیر عمیقی بر روان ورزشکار داشته باشه.

به‌جای استفاده از جمله‌هایی مثل «دوران شما تموم شده»، بهتره وضعیت آسیب، پیامدهای احتمالی، مسیر درمان و گزینه‌های پیش‌رو با صداقت و همدلی برای ورزشکار توضیح داده بشه.

البته در شرایطی که ادامه فعالیت ورزشی خطر جدی برای سلامت ورزشکار ایجاد می‌کنه، اولویت با محافظت از سلامت اوست.

از دست دادن هویت ورزشی می‌تونه باعث استرس، ترس، سردرگمی و احساس فقدان بشه. برای عبور از این مرحله، ورزشکار باید فرصت داشته باشه واقعیت شرایط خودش رو بپذیره، هویتش رو بازسازی کنه و برای ادامه زندگی، نقش‌ها و مهارت‌های جدیدی پیدا کنه.

ممنونم که تا آخر این اپیزود همراه من بودین. اگه از این قسمت خوشتون اومده، لطفاً اون رو با دوستاتون به اشتراک بذارید.

امیدوارم همیشه سلامت باشید و ورزش بخشی از عادت‌های روزانتون باشه.

من رضا هستم، اینجا گایتون هاله.

این قسمت درباره فرایند پذیرش آسیب و بازسازی هویت ورزشی بود.

فهرست مطالب

مطالب مرتبط