روانشناسی ورزشکاران آسیب‌دیده(2)؛ نقاط تاریک ترک اجباری ورزش و خاطرات قهرمانان

پایان اجباری ورزش می‌تواند ورزشکار را با بحران هویت، افسردگی، تنهایی و از دست دادن هدف زندگی روبه‌رو کند. در این قسمت، تجربه ورزشکاران آسیب‌دیده و بازنشسته و ضرورت حمایت اجتماعی و روانی از آن‌ها بررسی می‌شود.

داستان‌های متفاوت ورزشکاران آسیب‌دیده

همه ما داستان‌های مخصوص به خودمان را در زندگی داریم؛ داستان‌هایی که گاهی لازم است درباره آن‌ها صحبت کنیم.

بعضی از ورزشکاران به‌راحتی از ورزش فاصله می‌گیرند، اما بعضی دیگر نمی‌توانند به همین سادگی با پایان فعالیت ورزشی خود کنار بیایند.

در این مجموعه می‌خواهم به افرادی اشاره کنم که با وجود از دست دادن همه چیز، باز هم برای موفقیت تلاش کردند.

سلام، من رضا صفی‌خانی‌ام و اینجا کانال ورزشی گایتون هاله.

اینجا درباره ورزش و هر چیزی که به ورزش ارتباط دارد صحبت می‌کنیم. دنبال‌کردن این کانال به ورزشکارها و مربی‌های ورزشی توصیه می‌شود.

در کنار شنیدن پادکست‌های گایتون هال، کانال یوتیوب گایتون هال را هم دنبال کنید.

ورزش؛ اولین عشق بسیاری از ورزشکاران

برای بسیاری از ورزشکاران، ورزش اولین عشق آن‌ها بوده است.

آن‌ها بخش زیادی از زندگی خود را با انجام کاری سپری می‌کنند که به آن علاقه دارند. زمانی که ورزشکاران از طریق ورزش به رشد و کمال خود ادامه می‌دهند، به یک نقش اجتماعی دست پیدا می‌کنند؛ نقشی که بعدها به بخشی از هویت آن‌ها تبدیل می‌شود.

ورزشکاران ممکن است زمانی را که باید با خانواده و دوستان خود سپری کنند، فدای ورزش کنند تا دانش و مهارت بیشتری درباره رشته مورد علاقه خود به دست آورند.

به‌طور شخصی نمی‌دانم این کار همیشه درست است یا نه، اما خود من هم یکی از همین افراد هستم.

می‌توانم ساعت‌ها درباره خاطراتی صحبت کنم که در آن‌ها از دورهمی‌های دوستانه یا سفرهای خانوادگی صرف‌نظر کردم تا وقفه‌ای در تمرین‌هایم ایجاد نشود.

در حال حاضر و با شرایطی که دارم، از این تصمیم چندان ناراحت نیستم و فکر می‌کنم در آن زمان انتخاب درستی بوده است.

این فرایند ممکن است در زمین بازی، میدان مسابقه یا حتی استخر اتفاق بیفتد؛ اما روند تبدیل‌شدن به یک ورزشکار نخبه، در هر رشته‌ای، از درون فرد آغاز می‌شود.

تمایل به رقابت و رسیدن به کمال

تمایل به رقابت، عاملی است که در بسیاری از رشته‌های ورزشی به ورزشکاران القا می‌شود.

این تمایل از نیازهای ذاتی انسان برای رسیدن به موفقیت و کمال سرچشمه می‌گیرد. ورزشکاران برای رسیدن به این کمال و موفقیت، با درد مقابله می‌کنند و به تلاش خود ادامه می‌دهند.

ارزشمندی واقعی یک ورزشکار فقط بر اساس برتری او نسبت به دیگران تعیین نمی‌شود؛ بلکه به وجود رقیب و آگاهی از آنچه برای موفقیت لازم است نیز ارتباط دارد.

ورزشکاران واقعی می‌خورند، می‌خوابند و به ورزش خود ادامه می‌دهند؛ اما متأسفانه گاهی در مسیر زندگی، از بعضی جنبه‌های مهم دیگر عقب می‌مانند.

آسیب، کنار گذاشته‌شدن و بازنشستگی اجباری

از دست دادن یک نقش مهم می‌تواند از نظر روانی و اجتماعی برای ورزشکار بسیار آسیب‌زا باشد.

این فقدان ممکن است به دلیل مصدومیت، کنار گذاشته‌شدن از سوی تیم یا بازنشستگی اجباری اتفاق بیفتد.

به نظر می‌رسد برنامه‌های تمرینی نمی‌توانند یک ورزشکار را به‌طور کامل برای آسیب‌دیدگی و پیامدهای روانی آن آماده کنند.

اما وقتی همه چیز به‌صورت ناگهانی به پایان می‌رسد، چه اتفاقی برای ورزشکار رخ می‌دهد؟

افسردگی می‌تواند برای ورزشکار طاقت‌فرسا باشد. خوشبختانه در سال‌های اخیر، ورزشکاران بیشتری درباره مسائل مربوط به سلامت روان خود که پس از پایان دوران حرفه‌ای با آن‌ها روبه‌رو شده‌اند، صحبت می‌کنند.

در وجود ورزشکاران ویژگی‌هایی وجود دارد که آن‌ها را برای مقابله با فراز و نشیب‌های زندگی آماده می‌کند. بااین‌حال، ممکن است ورزشکار پس از از دست دادن هویت ورزشی خود، حمایت اطرافیانش را نیز به شکل سابق دریافت نکند.

اگرچه این اتفاق می‌تواند تا اعماق روان فرد نفوذ کند، سرسختی ذاتی ورزشکاران و تمایل آن‌ها برای بهترین‌بودن معمولاً به‌طور کامل از بین نمی‌رود؛ بلکه فقط شکل آن تغییر می‌کند.

مهارت‌هایی که ورزش به زندگی منتقل می‌کند

پیشرفت شخصیت و شکل‌گیری توانمندی‌های فردی، همیشه فقط در مسابقات ورزشی اتفاق نمی‌افتد.

گاهی این فرایند از طریق ابزارها و مهارت‌هایی شکل می‌گیرد که زندگی ورزشی در اختیار فرد قرار داده است.

ما به‌عنوان ورزشکار یاد گرفته‌ایم از درد خود چشم‌پوشی کنیم و با آن مبارزه کنیم.

بااین‌حال، معتقدم حتی ورزشکاری که در زمان تمرین و مسابقه بالاترین میزان تحمل درد را دارد، زمانی که با مصدومیتی پایان‌دهنده به دوران حرفه‌ای خود روبه‌رو می‌شود، ممکن است درد بسیار عمیق‌تری را تجربه کند.

گاهی این درد با از دست دادن یک عزیز مقایسه می‌شود.

بحران هویت پس از پایان دوران حرفه‌ای

ورزشکاران نیز مانند هر فرد دیگری ممکن است با مشکلات سلامت روان روبه‌رو شوند. تفاوت مهم این است که بسیاری از ورزشکاران نخبه، تمام زندگی خود را برای رسیدن به موفقیت و کسب جایگاه حرفه‌ای صرف کرده‌اند.

وقتی ورزشکار خودش را به‌شدت بر اساس هویت ورزشی‌اش تعریف می‌کند، پایان ناگهانی زندگی حرفه‌ای می‌تواند مسیر زندگی او را به‌یک‌باره تغییر دهد.

برای مثال، قهرمان وزنه‌برداری را تصور کنید که دچار آسیب جدی در ستون فقرات می‌شود و دیگر نمی‌تواند وزنه‌ای را بلند کند.

اگر بتوانید، برای لحظه‌ای خودتان را جای این قهرمان بگذارید.

تمام درآمد شما از ورزش قهرمانی تأمین می‌شود و در رشته خودتان نیز فردی مشهور هستید؛ اما ناگهان به بن‌بست می‌رسید. در چنین شرایطی چه احساسی خواهید داشت؟

بسیاری از مشکلاتی که برای ورزشکاران آسیب‌دیده اتفاق می‌افتد، برای من و افراد زیادی نیز رخ داده است؛ البته با شدت کمتر یا بیشتر.

مسئولیت جامعه ورزشی در برابر ورزشکاران آسیب‌دیده

ما به‌عنوان یک جامعه ورزشی باید عملکرد بهتری در برابر آسیب‌های ورزشی داشته باشیم.

همچنین باید حمایت بیشتری از هم‌تیمی‌های آسیب‌دیده خود ارائه دهیم تا بتوانند مسیر صحیح زندگی پس از آسیب را پیدا کنند و روند بهبودی جسمی و ذهنی آن‌ها سریع‌تر شود.

ورزشکار آسیب‌دیده فقط به درمان جسمی نیاز ندارد. او ممکن است به همراهی، گفت‌وگو، حمایت عاطفی و کمک تخصصی نیاز داشته باشد تا بتواند با تغییرات جدید زندگی خود سازگار شود.

داستان ایوان؛ وقتی ورزش ناگهان از زندگی حذف می‌شود

ایوان یک بازیکن بسکتبال و دانش‌آموز سال دوم دبیرستان بود.

او از ناحیه کمر دچار آسیب‌دیدگی شدیدی شد و به جراحی نیاز پیدا کرد. پس از جراحی، ایوان از تنهایی بسیار آزرده‌خاطر بود.

مادر او در مصاحبه‌ای گفت که تغییرات شخصیتی فرزندش را به‌وضوح مشاهده کرده است. به گفته او، این تغییرات نشانه‌هایی از افسردگی و حتی تمایل به خودکشی را نشان می‌داد.

متأسفانه ایوان نتوانست رنج از دست دادن سلامتی و ناتوانی در بازی‌کردن را تحمل کند و درحالی‌که فقط ۱۶ سال داشت، به زندگی خود پایان داد.

این اتفاق فقط به سن کم او محدود نمی‌شود. چنین شرایطی ممکن است برای افراد بالغ نیز رخ دهد؛ به‌خصوص افرادی که از مهارت‌های مقابله‌ای مناسبی برای مواجهه با مشکلات برخوردار نیستند.

این احساسات کاملاً واقعی هستند و می‌توانند افراد را در هر سنی و در هر رشته ورزشی تحت‌تأثیر قرار دهند.

داستان جورج کانس؛ تنهایی پس از فوتبال

جورج کانس، بازیکن سابق لیگ ملی فوتبال آمریکا، در سال ۲۰۰۳ اقدام به خودکشی کرد.

او درباره گذشته خود گفته بود:

«من جایگاه بدی داشتم. آن‌قدر خوش‌شانس بودم که از ۹ تا ۳۲ سالگی فوتبال بازی کنم؛ اما وقتی توجه طرفدارانم را در استادیوم از دست دادم، کنارآمدن با این شرایط برایم بسیار سخت بود.»

او همچنین گفته بود که الکل زیادی مصرف می‌کرد، وقتش را در تنهایی می‌گذراند و به فردی منزوی تبدیل شده بود. او کسی را نداشت که بتواند درباره مسائل و سختی‌های شرایطش با او صحبت کند.

این داستان نشان می‌دهد که از دست دادن جایگاه ورزشی و توجه عمومی، در صورت نبود حمایت مناسب، می‌تواند ورزشکار را با تنهایی و مشکلات جدی سلامت روان روبه‌رو کند.

بحران هویت پس از لیگ حرفه‌ای

گاهی از توری ویکند، معاون سابق و بازیکن لیگ ملی فوتبال، درباره زندگی پس از لیگ ملی فوتبال سؤال شد.

او در پاسخ گفت:

«در مورد یک بحران هویت صحبت می‌کنید. هر ورزشکاری وقتی کارش تمام می‌شود، با این سؤال روبه‌رو خواهد شد: حالا من چه کسی هستم؟»

ما همیشه فکر می‌کنیم ورزشکاران در بالاترین جایگاه دنیا قرار دارند؛ اما اغلب از آنچه در زندگی خصوصی آن‌ها می‌گذرد، بی‌خبر هستیم.

افسردگی پس از پایان دوران قهرمانی

مایکل فلپس، برنده ۲۸ مدال المپیک، نمونه دیگری از ورزشکارانی است که درباره مشکلات سلامت روان خود صحبت کرده است.

او درباره دوره‌های افسردگی شدیدی که معمولاً پس از بازی‌های المپیک تجربه می‌کرد، صحبت کرده است.

مایکل فلپس اعتراف کرده بود که در سال ۲۰۱۲ به این نتیجه رسیده بود که نه‌تنها دوران ورزشی‌اش به پایان رسیده، بلکه دیگر تمایلی به ادامه زندگی نیز ندارد.

در نتیجه، او وارد دوره‌ای از افسردگی عمیق شد؛ با وجود اینکه می‌دانست به کمک نیاز دارد.

این موضوع اهمیت توجه به سلامت روان ورزشکاران را نشان می‌دهد. حتی ورزشکارانی که در بالاترین سطح موفقیت قرار دارند، ممکن است پس از پایان مسابقات یا دوران حرفه‌ای خود با مشکلات جدی روبه‌رو شوند.

ضرورت سوگواری برای از دست دادن ورزش

وقتی ورزشکاران از ورزش کنار می‌روند، به فرصتی برای غصه‌خوردن و سوگواری نیاز دارند؛ درست مانند زمانی که فردی عزیز را از دست می‌دهیم.

پایان دوران ورزشی می‌تواند با از دست دادن هدف، جایگاه اجتماعی، روابط تیمی، درآمد و بخش مهمی از هویت فرد همراه باشد.

بنابراین، باید به ورزشکار کمک کنیم تا در زمان مناسب و به روشی سازنده و ایمن، شرایط خود را پشت سر بگذارد.

درعین‌حال، باید بدانیم که علائم پریشانی در ورزشکاران می‌تواند متفاوت باشد.

هر فرد به شکل متفاوتی تحت‌تأثیر کناره‌گیری از ورزش قرار می‌گیرد. بعضی از ورزشکاران ممکن است نشانه‌هایی مانند خشم، ناامیدی و تحریک‌پذیری بدون دلیل از خود نشان دهند.

درحالی‌که بعضی دیگر در درون خود عقب‌نشینی می‌کنند و درباره درد و مشکلاتشان با هیچ‌کس صحبت نمی‌کنند.

ارتباط دوباره ذهن و بدن

ما هیچ‌وقت نمی‌توانیم به‌درستی بدانیم ذهن هر فرد تا چه اندازه ممکن است تاریک و آشفته شود.

اتصال دوباره دو مؤلفه ذهن و بدن اهمیت حیاتی دارد؛ زیرا این ذهن است که به بدن فرمان می‌دهد به جلو حرکت کند.

ورزشکار آسیب‌دیده باید بتواند ارتباط خود را با بدنش دوباره پیدا کند و در کنار درمان جسمی، به وضعیت روانی خود نیز توجه داشته باشد.

کمک‌گرفتن از خانواده، دوستان، مربیان، پزشکان و روان‌شناسان ورزشی می‌تواند در این مسیر بسیار مؤثر باشد.

اگر ورزشکاری نشانه‌هایی از افسردگی، انزوا یا افکار آسیب‌زدن به خود نشان می‌دهد، نباید او را تنها گذاشت و لازم است هرچه سریع‌تر از یک متخصص سلامت روان کمک گرفته شود.

جمع‌بندی

پایان اجباری دوران ورزشی می‌تواند برای یک ورزشکار به معنای از دست دادن هویت، هدف، جایگاه اجتماعی و بخش مهمی از زندگی او باشد.

ورزشکاران برای سال‌ها با درد مبارزه می‌کنند و برای رسیدن به موفقیت تلاش می‌کنند؛ اما گاهی یک مصدومیت شدید یا بازنشستگی اجباری، همه چیز را به‌صورت ناگهانی تغییر می‌دهد.

در چنین شرایطی، ورزشکار به زمان، حمایت اجتماعی و فرصت سوگواری نیاز دارد. جامعه ورزشی باید در کنار درمان جسمی، به سلامت روان ورزشکار نیز توجه کند.

هیچ ورزشکاری نباید در دوران آسیب‌دیدگی و پس از پایان دوران حرفه‌ای خود احساس کند تنهاست.

ممنونم که تا آخر این اپیزود همراه من بودین. اگه از این قسمت خوشتون اومده، لطفاً اون رو با دوستاتون به اشتراک بذارید.

امیدوارم همیشه سلامت باشید و ورزش بخشی از عادت‌های روزانتون باشه.

من رضا هستم، اینجا گایتون هاله.

این قسمت درباره نقاط تاریک ترک اجباری تمرین و ورزش و خاطرات قهرمانان بود

فهرست مطالب

مطالب مرتبط