رویکرد شیرلی سهرمن در حرکات اصلاحی؛ بازآموزی عصبی-عضلانی برای درمان دردهای مزمن

رویکرد شیرلی سهرمن با تمرکز بر «سیستم حرکتی»، اختلالات را نه در بافت آسیب‌دیده، بلکه در الگوهای نادرست عصبی-عضلانی جستجو می‌کند. این مقاله به بررسی مدل MSI و اصول بازآموزی حرکتی برای درمان دردهای مزمن می‌پردازد.

پارادایم نوین در فیزیوتراپی؛ گذار از بافت‌محوری به حرکت‌محوری

شیرلی سهرمن (Shirley Sahrmann)، فیزیوتراپیست برجسته و بنیان‌گذار مدل «سندرم‌های اختلال سیستم حرکتی» (MSI)، دیدگاهی را مطرح کرد که فیزیوتراپی را از تمرکز صرف بر «آسیب بافت» به سمت «تحلیل الگوهای حرکتی» هدایت کرد. در رویکرد سنتی، تصور می‌شد که علت اصلی دردها، لزوماً کوتاهی یا ضعف فیزیکی عضلات است (رویکرد سخت‌افزاری). اما سهرمن با بررسی سیستماتیک بیماران نشان داد که بسیاری از دردهای اسکلتی-عضلانی، نه به دلیل آسیب اولیه بافت، بلکه ناشی از الگوهای حرکتی نادرست و تکرار شونده در طول زمان ایجاد می‌شوند. در این مدل، بدن به عنوان یک «سیستم یکپارچه» (Movement System) در نظر گرفته می‌شود که شامل عضلات، مفاصل، کنترل عصبی و حس عمقی است.

فلسفه اصلی: چرا «الگوی حرکت» اهمیت دارد؟

سهرمن معتقد است که سیستم حرکتی انسان برای انجام فعالیت‌های روزمره به الگوهای دقیق و بهینه نیاز دارد. مشکل اصلی زمانی آغاز می‌شود که یک عضله، علی‌رغم داشتن قدرت و طول نرمال، به دلیل «فعال‌سازی نادرست یا دیررس» در زمان نامناسب وارد عمل شده و باعث استرس غیرضروری بر مفاصل (Malalignment) می‌شود. از دیدگاه او، تمرکز صرف بر تقویت یا کشش یک عضله خاص بدون اصلاح الگوی حرکتی، بی‌فایده است. اگر الگوی حرکت اصلاح نشود، عضلات قوی نیز می‌توانند باعث آسیب شوند. بنابراین، هدف درمانگر نباید فقط «تقویت» باشد، بلکه باید «بازآموزی» توالی فعال‌سازی عضلات باشد.

مدل MSI؛ چارچوبی برای تشخیص سندرم‌های حرکتی

مدل MSI یک چارچوب تحلیلی دقیق برای طبقه‌بندی اختلالات حرکتی است. این مدل بر این فرض استوار است که بدن تمایل دارد برای جبران ضعف‌ها، از الگوهای جبرانی (Compensatory Patterns) استفاده کند. به عنوان مثال، در درد کمر (LBP)، بیمار ممکن است به جای استفاده از چرخش لگن، کمر خود را در وضعیت لوردوز نگه داشته و حرکت را از ستون فقرات کمری اعمال کند.

  • تشخیص بالینی: درمانگر با مشاهده بیمار در حین انجام فعالیت‌های تحریک‌کننده درد، الگوهای انحرافی را شناسایی می‌کند.
  • توالی فعال‌سازی (Timing): تمرکز بر این است که عضلات تثبیت‌کننده (مانند شکمی عمقی یا تثبیت‌کننده‌های کتف) پیش از حرکت‌دهنده‌های اصلی فعال شوند تا از ثبات مفصل اطمینان حاصل شود.

اصول حرکات اصلاحی؛ از اتاق درمان تا زندگی روزمره

در مدل سهرمن، بیمار نقش فعالی در درمان دارد و باید «آموزگار حرکت» خود باشد. ویژگی اصلی حرکات اصلاحی او، تکرار آگاهانه در دامنه‌های کوچک و کنترل‌شده است. هدف این نیست که عضله خسته شود، بلکه این است که مسیرهای عصبی جدید برای حرکت بهینه جایگزین الگوهای غلط قدیمی شوند. شعار معروف سهرمن، «تکرار حرکت درست، نه فقط تمرین بیشتر» (Repetition of the Correct Movement)، تأکیدی است بر اهمیت یادگیری حرکتی (Motor Learning). در نهایت، تمرینات باید به گونه‌ای طراحی شوند که به «عملکرد واقعی» در زندگی روزمره (نشستن، برخاستن، بلند کردن اشیا) ترجمه شوند.

فهرست مطالب

مطالب مرتبط