سلام، من رضا صفیخانیام و اینجا پادکست گایتون هال است.
اینجا درباره ورزش و هر چیزی که به ورزش مربوط میشود صحبت میکنیم؛ از ترجمه و بررسی مقالههای بهروز ورزشی گرفته تا تفسیر فصلهایی از کتابها که ممکن است نکات ورزشی جالبی داشته باشند.
شنیدن این پادکست را به ورزشکاران و مربیان ورزشی توصیه میکنم.
در این قسمت درباره تفاوتهای فردی در اجرا صحبت میکنیم. همچنین تفاوت توانایی و مهارت، نقش تواناییهای پایه در اجرای مهارتهای ورزشی و اهمیت پیشبینی موفقیت در ورزش را بررسی خواهیم کرد.
در این اپیزود به چند پرسش مهم پاسخ میدهیم:
- تفاوت توانایی و مهارت چیست؟
- مهارتآموزی به چه عواملی وابسته است؟
- چطور میتوان یک مهارت را بهتر آموزش داد؟
- چه عاملی باعث موفقیت در اجرای مهارت میشود؟
تفاوت توانایی و مهارت
در زبان عامه، واژههای توانایی و مهارت معمولاً بهجای یکدیگر استفاده میشوند.
مثلاً وقتی به یک نفر میگوییم «توانایی خوبی داری» یا «مهارتت در ورزش بالاست»، معمولاً منظورمان این است که آن فرد در انجام یک کار عملکرد خوبی دارد.
اما در علم یادگیری حرکتی و رفتار حرکتی، توانایی و مهارت دو مفهوم متفاوت هستند.
دانشمندان توانایی را بهعنوان یک ویژگی نسبتاً پایدار و عمدتاً ژنتیکی تعریف میکنند. یعنی توانایی، مشخصهای است که فرد تا حد زیادی با آن متولد میشود و معمولاً با تمرین و تجربه تغییر چشمگیری نمیکند.
توانایی مثل یک ابزار پایه است که فرد با آن وارد دنیای واقعی میشود و از آن برای اجرای تکالیف حرکتی مختلف استفاده میکند.
در مقابل، مهارت نشاندهنده شایستگی فرد در اجرای یک حرکت یا تکلیف خاص است.
برای مثال، پرتاب دقیق و بینقص توپ به سمت حلقه بسکتبال یک مهارت است. این مهارت با تمرین، تکرار، بازخورد و تجربه قابل توسعه است.
پس تفاوت اصلی اینجاست:
تواناییها نسبتاً پایدار، ژنتیکی و زیربنایی هستند؛ اما مهارتها با تمرین تغییر میکنند و قابل یادگیری و پیشرفتاند.
مثال ساده برای درک تفاوت توانایی و مهارت
وقتی میگوییم یک نفر توانایی بصری خوبی دارد، منظورمان این است که او بهطور کلی میتواند اشیا را خوب ببیند.
اما تشخیص الگوهای حرکتی در یک بازی فوتبال، فقط به دیدن ساده مربوط نیست. یک بازیکن فوتبال باید بتواند حرکت همتیمیها، جهت بدن مدافعان، فضای خالی و مسیر احتمالی توپ را سریع تشخیص دهد.
این تشخیص، یک مهارت ویژه است که با تمرین و تجربه در فوتبال توسعه پیدا میکند.
در اینجا توانایی بصری، زیربنای اصلی آن مهارت است؛ اما خود مهارت، چیزی است که در طول تمرین و بازی شکل میگیرد.
یعنی ممکن است دو نفر توانایی دیداری نسبتاً خوبی داشته باشند، اما فقط یکی از آنها به دلیل تمرین و تجربه بیشتر، بتواند الگوهای بازی فوتبال را بهتر تشخیص دهد.
تعریف تفاوتهای فردی در اجرای حرکتی
تفاوتهای فردی در اجرای تکالیف حرکتی، به اختلافات پایدار و بادوام بین افراد گفته میشود.
دو نفر ممکن است در اجرای یک آزمون ورزشی عملکرد متفاوتی داشته باشند؛ اما این تفاوت همیشه به معنی تفاوت واقعی و پایدار بین آنها نیست.
برای اینکه بتوانیم بگوییم دو نفر واقعاً از نظر اجرای مهارت با هم تفاوت دارند، باید این اختلاف در طول زمان و در تلاشهای مختلف تکرار شود.
مثال دو ۱۵۰۰ متر و گلف
فرض کنید دو نفر در یک مسابقه دو ۱۵۰۰ متر شرکت میکنند.
اگر یکی از آنها با اختلاف زیادی زودتر از نفر دوم به خط پایان برسد، احتمالاً شما نتیجه میگیرید که نفر اول واقعاً دونده سریعتر و آمادهتری است.
چون در چنین آزمونی، نتیجه معمولاً به سطح آمادگی، توانایی بدنی و مهارت اجرای مسابقه وابسته است و احتمال اینکه فقط بر اساس شانس اتفاق افتاده باشد، کمتر است.
اما حالا ورزش گلف را در نظر بگیرید.
اگر یک نفر در اولین تلاش خود توپ را داخل چاله بیندازد و نفر مقابلش نتواند این کار را انجام دهد، احتمالاً با یک بار مشاهده نمیتوانید با اطمینان بگویید که کدامیک واقعاً بهتر است.
چون در یک تلاش، ممکن است شانس نقش زیادی داشته باشد.
برای قضاوت دقیقتر، باید اجرا چند بار تکرار شود تا مشخص شود آیا این تفاوت پایدار است یا فقط یک اتفاق لحظهای بوده است.
بنابراین، تفاوتهای فردی باید بر اساس نوعی پایداری و اختلاف دائمی در اجراهای ورزشی سنجیده شوند.
ویژگیهای اصلی تفاوتهای فردی در اجرا
در اجرای مهارتهای ورزشی، اختلافات فردی سه ویژگی مهم دارند:
- پایداری در تلاشها
- دوام سطح اجرا در طول زمان
- قابلیت تکرار آزمون یا سنجش
این سه ویژگی کمک میکنند بفهمیم تفاوت مشاهدهشده بین افراد، واقعی و قابل اتکا است یا فقط نتیجه شانس، شرایط لحظهای یا نوسان طبیعی عملکرد بوده است.
پایداری در تلاشها
اولین ویژگی، پایداری در تلاشهاست.
یعنی اجرای فرد در تلاشهای مختلف نباید تفاوت شدید و چشمگیری داشته باشد.
برای مثال، اگر یک ورزشکار در تلاش اول و دوم اجرای خوبی دارد، اما در تلاش پنجم عملکرد او کاملاً متفاوت و غیرقابل پیشبینی میشود، نمیتوان بهراحتی درباره سطح واقعی مهارت او قضاوت کرد.
پایداری یعنی عملکرد فرد در تلاشهای متعدد، الگوی نسبتاً مشخصی داشته باشد.
دوام سطح اجرا در طول زمان
دومین ویژگی، دوام سطح اجرا در طول زمان است.
یعنی هرچه زمان میگذرد، عملکرد فرد نباید دچار افت شدید و غیرمعمول شود.
در بسیاری از ورزشها، فقط اجرای خوب در یک لحظه کافی نیست. ورزشکار باید بتواند سطح اجرای خود را در طول تمرین، مسابقه یا دورههای مختلف حفظ کند.
اگر فرد بتواند مهارت را با ریتم مشخص و کیفیت نسبتاً پایدار انجام دهد، میتوان گفت سطح اجرای او دوام بیشتری دارد.
تکرار آزمایش یا سنجش
سومین ویژگی، تکرار آزمایش یا سنجش است.
یعنی نتیجه اجرا نباید وابسته به شانس باشد و باید بتوان آن را چند بار تکرار کرد.
اگر یک ورزشکار فقط یک بار عملکرد خوبی نشان دهد، اما در تکرارهای بعدی نتواند همان سطح را حفظ کند، نمیتوان نتیجه گرفت که آن عملکرد نشاندهنده توانایی یا مهارت واقعی اوست.
به همین دلیل، در سنجش تفاوتهای فردی، تکرار آزمون اهمیت زیادی دارد.
چرا مطالعه تفاوتهای فردی مهم است؟
مطالعه تفاوتهای فردی دو جنبه مهم دارد که با یکدیگر مرتبطاند.
جنبه اول، توجه به قابلیتهای پایه است. این قابلیتها همان تواناییها هستند.
تواناییها میتوانند تفاوت بین افراد را در زمینه اجرای مهارتها توضیح دهند.
برای مثال، سرعت واکنش، هماهنگی چند اندام، حساسیت حرکتی، تیزبینی یا آشنایی فضایی میتوانند روی اجرای مهارتهای مختلف ورزشی اثر بگذارند.
جنبه دوم، پیشبینی احتمال موفقیت در ورزش است.
ما میخواهیم بتوانیم این تواناییها را اندازهگیری کنیم و تخمین بزنیم که سطح مهارت آینده یک ورزشکار در یک رشته ورزشی خاص چگونه خواهد بود.
نقش پیشبینی در استعدادیابی ورزشی
اگر بتوانیم پیشبینی کنیم چه افرادی در آینده در چه ورزشی موفق میشوند، میتوانیم استعدادهای ورزشی آنها را بهتر شناسایی کنیم.
در این حالت، ورزشکاران میتوانند به سمت رشتههایی هدایت شوند که احتمال موفقیت بیشتری در آنها دارند.
همچنین میتوان آنها را برای ورود به آن ورزش تمرین داد یا راهنمایی کرد.
حتی اگر نتوانیم موفقیت را با دقت کامل پیشبینی کنیم، حداقل میتوانیم فرد را از ورود به رشتههایی که شانس موفقیت او در آنها کمتر است آگاه کنیم.
البته باید توجه داشت که پیشبینی موفقیت ورزشی هیچوقت کاملاً قطعی نیست. عوامل زیادی مانند انگیزه، کیفیت تمرین، مربی، محیط، سلامت، تجربه، فرصتهای رقابتی و شرایط روانی نیز روی موفقیت اثر میگذارند.
اما شناخت تواناییهای پایه میتواند مسیر انتخاب و آموزش را منطقیتر کند.
تواناییها زیربنای اجرای ماهرانه هستند
تواناییها صفاتی هستند که زیربنای اجرای ماهرانه را تشکیل میدهند.
این تواناییها میتوانند تفاوتهای مهارتی بین افراد را توضیح دهند.
برای مثال، اگر دو نفر مدتزمان یکسانی تمرین بسکتبال داشته باشند، اما یکی از آنها هماهنگی چشم و دست، زمان واکنش و درک فضایی بهتری داشته باشد، ممکن است در پرتاب، پاسدادن و تصمیمگیری عملکرد بهتری نشان دهد.
فرایند سنجش تواناییهای فرد برای پیشبینی احتمال موفقیت او در ورزشهای مختلف، بخش مهمی از استعدادیابی ورزشی است.
دامنه وسیع تواناییها
تواناییها دامنه بسیار وسیعی دارند.
این تواناییها میتوانند شامل موارد مختلفی باشند؛ از جمله:
- تیزبینی
- شناخت رنگها
- شکلبندی قد و قامت
- توانایی ریاضی
- سرعت عکسالعمل
- ظریفکاری
- حساسیت حرکتی
- هماهنگی بین اندامها
- درک فضایی
- توانایی مکانیکی
تا امروز حدود ۲۰ تا ۳۰ توانایی ذهنی و حرکتی شناسایی شده است و احتمال دارد در نهایت حدود ۵۰ توانایی مختلف در این زمینهها مطرح شود.
نکته مهم این است که همه افراد این تواناییها را دارند؛ اما مقدار آنها در افراد مختلف متفاوت است.
ممکن است یک نفر در توانایی شنیدن ضعیفتر باشد، اما در توانایی دیدن از راه دور و حساسیت حرکتی عملکرد خوبی داشته باشد.
فرد دیگری ممکن است الگوی متفاوتی از نقاط قوت و ضعف داشته باشد.
این الگوی متفاوت، تا حد زیادی حاصل ساختار ژنتیکی فرد است و میتواند احتمال موفقیت او را در یک ورزش خاص تحتتأثیر قرار دهد.
تواناییهای ذهنی و حرکتی فلیشمن
تواناییهای ذهنی و حرکتی که در تحقیقات شناسایی شدهاند، به شکل قابلتوجهی با یکدیگر متفاوتاند.
یکی از فهرستهای مهم در این زمینه، فهرستی است که فلیشمن در سال ۱۹۵۷ تدوین کرد.
این فهرست به ما کمک میکند تواناییهای مختلف مؤثر بر اجرای حرکتی را بهتر بشناسیم.
برخی از این تواناییها عبارتاند از:
- هماهنگی چند اندام
- آشنایی فضایی
- حرکات ظریف با انگشتان
- قرص و محکم بودن دست و بازو
- تیزبینی
- زمان حرکت
- دستکاری ظریف
- استعداد مکانیکی
- حساسیت حس حرکتی
هرکدام از این تواناییها میتوانند در ورزشها و مهارتهای مختلف نقش متفاوتی داشته باشند.
برای مثال، در ژیمناستیک، هماهنگی چند اندام و آشنایی فضایی اهمیت زیادی دارد. در تیراندازی، ثبات دست و تیزبینی بسیار مهم است. در ورزشهایی مثل فوتبال و بسکتبال، زمان حرکت، واکنش، درک فضایی و هماهنگی چند اندام نقش پررنگی دارند.
پیشبینی اجرای مهارت
بخش بزرگی از مطالعه تفاوتهای فردی، به پیشبینی اجرای مهارت مربوط میشود.
پیشبینی فقط در ورزش وجود ندارد؛ بلکه در بسیاری از بخشهای زندگی ما دیده میشود.
برای مثال، شرکتهای بیمه تلاش میکنند احتمال تصادف را بر اساس عواملی مثل جنس، سن، سابقه رانندگی و نوع خودرو پیشبینی کنند.
در صنعت، مدیر منابع انسانی تلاش میکند احتمال موفقیت شغلی متقاضیان کار را بعد از یک دوره آموزشی پیشبینی کند.
در ورزش نیز، بهخصوص در اردوهای آمادگی بازیهای المپیک، مربی ممکن است تلاش کند احتمال موفقیت کشتیگیران تیم جوانان را برای مسابقات بزرگسالان پیشبینی کند.
ویژگیهای مشترک در فرایند پیشبینی
در تمام مثالهای پیشبینی، چند ویژگی مشترک وجود دارد.
اول اینکه یک فرد میخواهد چیزی را درباره قابلیتهای اجرای فردی دیگر در آینده بداند.
وضعیت فعلی فرد را معمولاً میتوان با آزمونها و مشاهدهها تخمین زد. اما پیشبینی موفقیت آینده دشوارتر است؛ بهخصوص وقتی ورزشکاران هنوز در حال رشد، یادگیری و بالندگی هستند.
دوم اینکه برای پیشبینی موفقیت، باید بدانیم کدام تواناییها در اجرای موردنظر ملاک هستند.
یعنی باید مشخص کنیم برای موفقیت در یک رشته خاص، چه تواناییهایی ضروریترند.
برای مثال، اگر هدف انتخاب کشتیگیر برای سطح المپیک باشد، باید تواناییهایی مانند قدرت، استقامت قدرت، سرعت واکنش، هماهنگی، حس حرکتی، تصمیمگیری و ویژگیهای روانی بررسی شوند.
سوم اینکه فرایند پیشبینی به اندازهگیری تواناییها نیاز دارد.
یا حداقل باید بتوانیم این تواناییها را تخمین بزنیم و مطمئن شویم که تواناییهای ضروری در ورزشکار وجود دارد.
سه عامل اصلی در پیشبینی موفقیت
همه تلاشها برای پیشبینی موفقیت در اجرای مهارت، در نهایت به سه عامل اصلی مربوط میشوند:
شناسایی تواناییهای زیربنایی
اولین عامل، شناسایی و فهمیدن تواناییهایی است که زیربنای یک تکلیف مشخص هستند.
یعنی باید بدانیم برای موفقیت در یک مهارت، چه تواناییهایی بیشترین نقش را دارند.
برای مثال، در پرتاب آزاد بسکتبال، هماهنگی چشم و دست، کنترل حرکتی، تمرکز، ثبات بدن و تجربه تمرینی اهمیت دارند.
اما در دوی سرعت، تواناییهایی مثل سرعت واکنش، قدرت انفجاری، هماهنگی عصبیعضلانی و ساختار بدنی نقش پررنگتری دارند.
تخمین قدرت تواناییها در داوطلبان
دومین عامل، تخمینزدن قدرت این تواناییها در داوطلبان است.
یعنی باید بررسی کنیم هر فرد در هرکدام از تواناییهای موردنیاز چه سطحی دارد.
این کار میتواند از طریق آزمونهای حرکتی، آزمونهای آمادگی جسمانی، مشاهده مربی، تحلیل عملکرد و ارزیابیهای تخصصی انجام شود.
تخمین مهارت آینده بر اساس اطلاعات فعلی
سومین عامل، تخمینزدن میزان مهارت آینده داوطلبان بر اساس اطلاعات فعلی است.
یعنی با توجه به تواناییهای فعلی، سابقه تمرینی، روند پیشرفت، انگیزه و شرایط فرد، پیشبینی کنیم که او در آینده تا چه سطحی میتواند در آن مهارت یا رشته ورزشی پیشرفت کند.
این مرحله پیچیدهترین بخش پیشبینی است؛ چون آینده فقط به تواناییهای پایه وابسته نیست و عوامل محیطی، روانی و تمرینی نیز نقش زیادی دارند.
دستهبندی تفاوت توانایی و مهارت
اگر بخواهیم تفاوت توانایی و مهارت را بهصورت خلاصه دستهبندی کنیم، میتوانیم بگوییم:
تواناییها صفات ارثیاند. این صفات نسبتاً پایدار و بادوام هستند. تعداد آنها محدود است و حدود ۵۰ توانایی مختلف برای آنها پیشبینی میشود. تواناییها زیربنای مهارتهای مختلفاند.
اما مهارتها با تمرین قابل توسعه و پیشرفت هستند. تعداد مهارتها بیشمار است و هر مهارت معمولاً به چند توانایی مختلف وابسته است.
برای مثال، مهارت شوتزدن در فوتبال ممکن است به تواناییهایی مثل هماهنگی چشم و پا، تعادل، زمانبندی، قدرت، حس حرکتی و درک فضایی وابسته باشد.
پس مهارت نتیجه ترکیب تواناییهای پایه با تمرین، تجربه، آموزش و بازخورد است.
آموزش مهارت باید بر چه اساسی انجام شود؟
برای آموزش یک مهارت، مربی باید ابتدا بداند آن مهارت به چه تواناییهایی وابسته است.
بعد از آن باید سطح فعلی ورزشکار را بررسی کند و آموزش را بر اساس نیازهای او طراحی کند.
اگر ورزشکار از نظر یک توانایی پایه محدودیت داشته باشد، مربی باید تمرین را طوری طراحی کند که یادگیری برای او سادهتر و مرحلهبهمرحله باشد.
برای مثال، اگر ورزشکاری در هماهنگی چند اندام ضعف دارد، آموزش یک مهارت پیچیده باید با بخشهای سادهتر شروع شود.
اگر ورزشکار در درک فضایی ضعف دارد، مربی میتواند از نشانههای دیداری، مسیرهای مشخص، تمرینهای سادهشده و بازخورد دقیق استفاده کند.
بنابراین، آموزش مهارت فقط توضیحدادن حرکت نیست. آموزش مهارت یعنی شناخت تواناییهای پایه، طراحی تمرین مناسب، ایجاد فرصت تکرار، ارائه بازخورد و کمک به ورزشکار برای رسیدن به اجرای پایدار.
چه عاملی باعث موفقیت در اجرای مهارت میشود؟
موفقیت در اجرای مهارت به یک عامل واحد وابسته نیست.
تواناییهای پایه، نقش زیربنایی دارند؛ اما کافی نیستند.
تمرین، تجربه، آموزش صحیح، بازخورد، انگیزه، شرایط روانی، آمادگی جسمانی و محیط تمرینی نیز در موفقیت نقش دارند.
یک ورزشکار ممکن است تواناییهای ژنتیکی خوبی داشته باشد، اما بدون تمرین مناسب و آموزش درست، به سطح بالایی از مهارت نرسد.
در مقابل، ورزشکاری که تواناییهای متوسطی دارد، اگر تمرین منظم، مربی خوب، انگیزه بالا و برنامه مناسب داشته باشد، میتواند پیشرفت قابلتوجهی تجربه کند.
پس موفقیت در مهارت ورزشی، حاصل ترکیب تواناییهای پایه و فرایند یادگیری است.
جمعبندی
در این قسمت درباره تفاوتهای فردی در اجرا و تفاوت توانایی و مهارت صحبت کردیم.
در زبان عامه، توانایی و مهارت معمولاً بهجای هم استفاده میشوند؛ اما در علم یادگیری حرکتی، این دو مفهوم با هم تفاوت دارند.
تواناییها ویژگیهایی نسبتاً پایدار، ارثی و زیربنایی هستند که فرد با آنها متولد میشود. این تواناییها مثل ابزارهای پایه عمل میکنند و اجرای مهارتهای مختلف را ممکن میسازند.
در مقابل، مهارتها با تمرین، تجربه و آموزش قابل توسعهاند. مهارت نشان میدهد فرد در اجرای یک تکلیف خاص، مثل پرتاب توپ، شوتزدن، دویدن، شناکردن یا اجرای یک تکنیک ورزشی، چقدر شایستگی دارد.
تفاوتهای فردی در اجرا زمانی قابل اعتمادند که پایدار، بادوام و قابل تکرار باشند.
برای پیشبینی موفقیت ورزشی، باید تواناییهای زیربنایی یک رشته را شناسایی کنیم، سطح این تواناییها را در ورزشکاران بسنجیم و سپس بر اساس اطلاعات فعلی، احتمال پیشرفت آینده آنها را تخمین بزنیم.
در نهایت، تواناییها زیربنای مهارتاند؛ اما مهارت با تمرین ساخته میشود.
به همین دلیل، یک مربی خوب باید هم تواناییهای فردی ورزشکار را بشناسد و هم فرایند آموزش مهارت را بهدرستی طراحی کند.
ممنونم که تا پایان این اپیزود همراه من بودید.
اگر از این قسمت خوشتان آمد، لطفاً آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید.
امیدوارم همیشه سلامت باشید و ورزش بخشی از عادتهای روزانهتان باشد.
من رضا صفیخانیام و اینجا گایتون هال است.